Fluktuation
C2اسمتغییر، نوسان، تغییر نوسان
JadoLearn Dictionary
Fluktuation یعنی تغییر. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تغییر، نوسان، تغییر نوسان
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جهش
رد و بدل کردن، تسعیر نمودن، عوض
تغییر، نوسان
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی، یبوست، بی نظمی
تعلیق؛ توقف موقت، آویزش، تعلیق
نوسان
نوسان، خلجان، آشفتگی
نوسان، تغییرپذیری، واریانس
نوسان
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.