fluktuieren
B1فعلعوض کردن، جا بجا کردن، پس و پیش کردن
JadoLearn Dictionary
fluktuieren یعنی عوض کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عوض کردن، جا بجا کردن، پس و پیش کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پشپشمباف، دلدل کردن، فتور پیدا کردن
کلید، سویچ، راهگزین
جهش کردن، تعمیق کردن، گود شدن
تناوب داشتن، متناوب کردن، تناوب کردن
عوض کردن، جا بجا کردن، پس و پیش کردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
از هوا گرفتن، گرفتن، شکار شدن
اسیر کردن، به تصرف درآوردن، تسخیر
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
به چنگ آوردن، گرفتن، کسب کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.