معنی ۱neutral · 90%
نتیجه یا پیامدی که از یک عمل، رویداد یا وضعیت ایجاد میشود
مثالهای طبیعی
Die Entscheidung hat wichtige Folgen.
این تصمیم پیامدهای مهمی دارد.
Der Sturm hatte schwere Folgen.
طوفان پیامدهای سنگینی داشت.
Als Folge stiegen die Kosten erheblich.
در نتیجه هزینهها بهطور قابلتوجهی افزایش یافتند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی چند پیامد منظور است، جمع Folgen بسیار رایج است.
ترکیبهای رایج
— پیامد داشتن

