معنی ۱neutral; formal and written · 82%
نتیجهای را معرفی میکند که بهطور منطقی از واقعیت پیشگفته بهدست میآید.
مثالهای طبیعی
Der Zug fällt aus; folglich nehmen wir den Bus.
قطار لغو شده؛ در نتیجه با اتوبوس میرویم.
Die Daten fehlen, folglich ist der Bericht unvollständig.
دادهها موجود نیستند؛ بنابراین گزارش ناقص است.
Er hat den Schlüssel verloren und folglich keinen Zugang.
او کلید را گم کرده و در نتیجه دسترسی ندارد.
نکتهٔ کاربردی
folglich معمولاً دو گزاره را پیوند میدهد و اغلب در میانه یا آغاز جمله میآید.
درس کوتاه: folglich
نتیجهای را معرفی میکند که بهطور منطقی از واقعیت پیشگفته بهدست میآید. folglich معمولاً دو گزاره را پیوند میدهد و اغلب در میانه یا آغاز جمله میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «folglich» مطابقت دارد؟
