معنی ۱neutral; academic and scientific · 82%
پرسشی را نظاممند بررسی کردن تا دانشی بهدست آید یا توضیحی پیدا شود.
مثالهای طبیعی
Das Team forscht an einem neuen Impfstoff.
گروه روی واکسنی تازه پژوهش میکند.
Sie forscht nach den Ursachen des Fehlers.
او علتهای خطا را بررسی میکند.
An der Universität forschen viele junge Leute.
جوانان زیادی در دانشگاه پژوهش میکنند.
نکتهٔ کاربردی
forschen اغلب با an، über یا nach میآید؛ مانند an einer Frage forschen و nach Ursachen forschen.
درس کوتاه: forschen
پرسشی را نظاممند بررسی کردن تا دانشی بهدست آید یا توضیحی پیدا شود. forschen اغلب با an، über یا nach میآید؛ مانند an einer Frage forschen و nach Ursachen forschen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «forschen» مطابقت دارد؟
