معنی ۱neutral · 90%
پژوهش منظم برای بهدستآوردن دانش جدید
مثالهای طبیعی
Die Universität investiert viel in Forschung.
دانشگاه سرمایهگذاری زیادی در پژوهش میکند.
Die medizinische Forschung macht Fortschritte.
پژوهش پزشکی پیشرفت میکند.
Die Forschung liefert neue Erkenntnisse.
پژوهش یافتههای جدیدی ارائه میدهد.
نکتهٔ کاربردی
Forschung اغلب بهصورت اسم فعالیت غیرقابلشمارش میآید.

