معنی ۱formal · 85%
با گذشت زمان یا با وجود تغییر شرایط همچنان باقیماندن یا معتبر بودن.
مثالهای طبیعی
Trotz der Sanierung besteht die Brandgefahr in den oberen Stockwerken fort.
با وجود بازسازی، خطر آتشسوزی در طبقات بالا همچنان باقی است.
Der Anspruch auf Rückzahlung hat auch nach dem Eigentümerwechsel fortbestanden.
حق بازپرداخت حتی پس از تغییر مالکیت نیز پابرجا مانده است.
Solange das Misstrauen fortbesteht, wird eine Einigung schwierig bleiben.
تا وقتی بیاعتمادی ادامه داشته باشد، رسیدن به توافق دشوار خواهد ماند.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ اصلی «fort» جدا میشود، ولی در جملهٔ وابسته به فعل میچسبد.
