fortgehen
B1فعلپرواز کردن، پراندن، پریدن
JadoLearn Dictionary
fortgehen یعنی پرواز کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پرواز کردن، پراندن، پریدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
از دیده ربودن، نهان داشتن، مخفی نگاه داشتن
تراشه
هزیمت کردن، کوچ کردن، جست بزن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
استعفا دادن، استعفا کردن، مستعفی شدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.