معنی ۱neutral · 90%
پیشرفت به سوی وضعیت بهتر یا پیشرفتهتر
مثالهای طبیعی
Du machst gute Fortschritte im Deutschen.
در آلمانی پیشرفت خوبی میکنی.
Das Projekt macht langsam Fortschritte.
پروژه آرام پیشرفت میکند.
Die Forschung hat große Fortschritte gemacht.
پژوهش پیشرفت زیادی کرده است.
نکتهٔ کاربردی
Fortschritte machen ترکیب رایجی است.
ترکیبهای رایج
— پیشرفت کردن

