معنی ۱neutral · 90%
از شخص، مکان یا چیزی عکس گرفتن
مثالهای طبیعی
Ich fotografiere gern alte Gebäude.
دوست دارم از ساختمانهای قدیمی عکس بگیرم.
Kannst du uns bitte fotografieren?
میتوانی لطفاً از ما عکس بگیری؟
Sie hat den Sonnenuntergang fotografiert.
او از غروب خورشید عکس گرفت.
نکتهٔ کاربردی
شخص یا چیزی که از آن عکس گرفته میشود مفعول مستقیم Akkusativ است.
ترکیبهای رایج
— از کسی عکس گرفتن

