معنی ۱neutral · 90%
حالت آزاد بودن برای عمل، انتخاب یا زندگی بدون محدودیت غیرضروری
مثالهای طبیعی
Freiheit ist für viele Menschen wichtig.
آزادی برای بسیاری از مردم مهم است.
Die Schüler haben Freiheit bei der Themenwahl.
دانشآموزان در انتخاب موضوع آزادی دارند.
Das Auto gibt uns mehr Freiheit.
خودرو آزادی بیشتری به ما میدهد.
نکتهٔ کاربردی
Freiheit اسم انتزاعی است و در بافتهای مختلف روزمره میآید.

