کنارزدن مواد پوشاننده تا چیزی پنهان آشکار یا قابلدسترسی شود.
مثالهای طبیعی
Beim Straßenbau legten Arbeiter Reste einer römischen Mauer frei.
کارگران هنگام راهسازی بقایای دیواری رومی را از زیر خاک بیرون آوردند.
Vor der Reparatur muss der Installateur die beschädigte Leitung freilegen.
لولهکش باید پیش از تعمیر، لولهٔ آسیبدیده را از زیر پوشش بیرون بیاورد.
Nach Tagen vorsichtiger Arbeit war das Skelett vollständig freigelegt.
پس از چند روز کار دقیق، اسکلت بهطور کامل از زیر خاک بیرون آورده شده بود.
نکتهٔ کاربردی
آنچه از زیر پوشش بیرون میآید مفعول Akkusativ است.
