انرژی، ماده یا منابع را از حالتِ اتصال یا ذخیرهشدن آزاد کردن.
مثالهای طبیعی
Die Reaktion setzt viel Wärme frei.
واکنش گرمای زیادی آزاد میکند.
Das Medikament setzt den Wirkstoff langsam frei.
دارو مادهٔ مؤثره را آهسته آزاد میکند.
Der Fonds setzt Mittel für die Sanierung frei.
صندوق منابعی برای بازسازی آزاد میکند.
نکتهٔ کاربردی
freisetzen جداشدنی است و با haben ماضی نقلی میسازد: setzt frei، setzte frei، hat freigesetzt؛ مفعول آکوزاتیو میگیرد.
درس کوتاه: freisetzen
انرژی، ماده یا منابع را از حالتِ اتصال یا ذخیرهشدن آزاد کردن. freisetzen جداشدنی است و با haben ماضی نقلی میسازد: setzt frei، setzte frei، hat freigesetzt؛ مفعول آکوزاتیو میگیرد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «freisetzen» مطابقت دارد؟
