Freisetzung
B1اسممنفصل کردن، بر کنار کردن، آتش کردن
JadoLearn Dictionary
Freisetzung یعنی منفصل کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
منفصل کردن، بر کنار کردن، آتش کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
منفصل کردن، بر کنار کردن، آتش کردن
برکناری، اخراج، ناگه آینده
ناگه آینده، پایان یابی، پایان دهی
منفصل کردن، بر کنار کردن، آتش کردن
منفصل کردن، بر کنار کردن، آتش کردن
منفصل کردن، بر کنار کردن، آتش کردن
منفصل کردن، بر کنار کردن، آتش کردن
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.