Freistaat
C2اسمجمهوری، جمهوریت، جمهوری جمهوریت
JadoLearn Dictionary
Freistaat یعنی جمهوری. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جمهوری، جمهوریت، جمهوری جمهوریت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طرز اداره، جمهوری، جمهوریت
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.