مکانی دارای گورها که در آن درگذشتگان دفن میشوند و نزدیکان یادشان میکنند.
مثالهای طبیعی
Am Sonntag besucht sie das Grab ihrer Mutter auf dem Friedhof.
او یکشنبه به گور مادرش در گورستان سر میزند.
Der Friedhof liegt hinter der alten Kirche.
گورستان پشت کلیسای قدیمی قرار دارد.
Viele Angehörige legten Blumen auf die Gräber.
بسیاری از نزدیکان روی گورها گل گذاشتند.
نکتهٔ کاربردی
Friedhof مذکر است: der Friedhof، جمع Friedhöfe؛ گورستان معمولاً فضای عمومی است، اما جای آرامش و یادبود میماند.
درس کوتاه: Friedhof
مکانی دارای گورها که در آن درگذشتگان دفن میشوند و نزدیکان یادشان میکنند. Friedhof مذکر است: der Friedhof، جمع Friedhöfe؛ گورستان معمولاً فضای عمومی است، اما جای آرامش و یادبود میماند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Friedhof» مطابقت دارد؟
