frigide
B1صفتسرد کردن، خنک ساختن، خنک
JadoLearn Dictionary
frigide یعنی سرد کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سرد کردن، خنک ساختن، خنک
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پینهدار، سنگ دل، پینه زدن
چاییمان، چایمان، زکام
پینهدار، سنگ دل، پینه زدن
جرقه دار، خطیر، موقرانه
سرد کردن، خنک ساختن، خنک
معین، محقق، حتمی الاجراء
قابل، باکفایت، لایق
قابل، باکفایت، لایق
معین، محقق، حتمی الاجراء
معین، محقق، حتمی الاجراء
جنگ آزمده، کهنهکار، رزم دیده
معین، محقق، حتمی الاجراء
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.