معنی ۱neutral · 90%
تازه تهیهشده، جدید یا ماندهنشده
مثالهای طبیعی
Das Brot ist noch ganz frisch.
نان هنوز کاملاً تازه است.
Wir kaufen frisches Gemüse auf dem Markt.
از بازار سبزیجات تازه میخریم.
Ich brauche etwas frische Luft.
کمی هوای تازه لازم دارم.
نکتهٔ کاربردی
متضاد دقیق به بافت بستگی دارد: قدیمی، مانده یا غیرتازه.
ترکیبهای رایج
— نان تازه

