انجامشده یا ارائهشده در مهلت رسمی تعیینشده
مثالهای طبیعی
Die Steuererklärung wurde fristgerecht beim Finanzamt eingereicht.
اظهارنامهٔ مالیاتی در مهلت مقرر به ادارهٔ مالیات ارائه شد.
Nur fristgerecht eingegangene Angebote werden im Vergabeverfahren berücksichtigt.
در فرایند مناقصه فقط پیشنهادهایی بررسی میشوند که در مهلت مقرر رسیده باشند.
Der Kunde zahlte den offenen Betrag fristgerecht und vermied damit Mahngebühren.
مشتری مبلغ معوق را در مهلت مقرر پرداخت کرد و از هزینهٔ اخطار جلوگیری شد.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف «سر وقت»، fristgerecht بر رعایت یک مهلت مقرر تأکید دارد، نه حضور در ساعت دقیق.
