معنی ۱neutral · 90%
شاد و نشاندهندهٔ خوشحالی
مثالهای طبیعی
Sie wirkt heute sehr fröhlich.
او امروز خیلی شاد به نظر میرسد.
Auf der Feier herrschte eine fröhliche Stimmung.
در جشن حالوهوای شادی بود.
Das Kind lacht fröhlich.
کودک با شادی میخندد.
نکتهٔ کاربردی
برای فرد، حالوهوا، صدا یا حالت شاد.
ترکیبهای رایج
— حالوهوای شاد

