معنی ۱neutral; architecture · 82%
بخش جلویی و رو به بیرون خانه یا ساختمانی بزرگ.
مثالهای طبیعی
Die Front des Rathauses wurde frisch gestrichen.
نمای شهرداری تازه رنگ شده است.
An der Front des Hauses wachsen Rosen.
در بخش جلویی خانه گلهای رز میرویند.
Die breite Front hat viele Fenster.
بخش جلویی پهن پنجرههای زیادی دارد.
نکتهٔ کاربردی
اینجا Front یعنی بخش جلویی ساختمان؛ in Front stehen و eine Front bilden معنای دیگری دارند. اسم مؤنث است.
درس کوتاه: Front
بخش جلویی و رو به بیرون خانه یا ساختمانی بزرگ. اینجا Front یعنی بخش جلویی ساختمان؛ in Front stehen و eine Front bilden معنای دیگری دارند. اسم مؤنث است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Front» مطابقت دارد؟
