جانوری که معمولاً نزدیک آب زندگی میکند و پوست صاف و پاهای عقبی نیرومند دارد.
مثالهای طبیعی
Ein Frosch sitzt auf einem Seerosenblatt.
قورباغهای روی برگ نیلوفر آبی نشسته است.
Nach dem Regen quaken Frösche im Garten.
پس از باران، قورباغهها در باغ قورقور میکنند.
Das Kind beobachtet einen kleinen Frosch am Ufer.
کودک قورباغهٔ کوچکی را کنار ساحل تماشا میکند.
نکتهٔ کاربردی
Frosch مذکر است و جمع آن با تغییر واکه میآید: Frösche. بسیاری از گونهها بهویژه فصل جفتگیری صدا میکنند.
درس کوتاه: Frosch
جانوری که معمولاً نزدیک آب زندگی میکند و پوست صاف و پاهای عقبی نیرومند دارد. Frosch مذکر است و جمع آن با تغییر واکه میآید: Frösche. بسیاری از گونهها بهویژه فصل جفتگیری صدا میکنند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Frosch» مطابقت دارد؟
