معنی ۱neutral · 89%
فصل بهار؛ زمان سبزشدن طبیعت.
مثالهای طبیعی
Der Frühling ist meine Lieblingsjahreszeit.
بهار فصل موردعلاقهٔ من است.
Im Frühling werden die Tage länger.
روزها در بهار بلندتر میشوند.
Letzten Frühling haben wir Blumen gepflanzt.
بهار گذشته گل کاشتیم.
نکتهٔ کاربردی
Frühling نام رایج فصل بهار است؛ im Frühling یعنی «در بهار».
ترکیبهای رایج
— ترکیبی رایج در معنای «فصل بهار»
