معنی ۱neutral · 90%
بخش انتهایی پا که انسان روی آن میایستد و راه میرود
مثالهای طبیعی
Mein Fuß tut heute weh.
امروز پایم درد میکند.
Er wäscht seine Füße vor dem Schlafen.
او قبل از خواب پاهایش را میشوید.
Der Schuh passt gut an meinen Fuß.
این کفش به پای من خوب اندازه است.
نکتهٔ کاربردی
برای یک پا از Fuß و برای دو یا چند پا از Füße استفاده میشود. عبارت zu Fuß یعنی «پیاده».
ترکیبهای رایج
— پاهای سرد داشتن

