معنی ۱neutral; academic and formal · 82%
پایهای و برای وجود یا درک چیزی ضروری.
مثالهای طبیعی
Vertrauen ist fundamental für eine gute Zusammenarbeit.
اعتماد برای همکاری خوب بنیادی است.
Der Vertrag schützt fundamentale Rechte.
قرارداد از حقوق اساسی محافظت میکند.
Die Entdeckung veränderte unsere Sicht fundamental.
این کشف دیدگاه ما را از پایه تغییر داد.
نکتهٔ کاربردی
fundamental اصول، حقوق یا تغییرات بسیار مهم را توصیف میکند؛ درجهپذیر است، اما معمولاً بدون مقایسه بهکار میرود.
درس کوتاه: fundamental
پایهای و برای وجود یا درک چیزی ضروری. fundamental اصول، حقوق یا تغییرات بسیار مهم را توصیف میکند؛ درجهپذیر است، اما معمولاً بدون مقایسه بهکار میرود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «fundamental» مطابقت دارد؟
