معنی ۱neutral; somewhat formal · 82%
احساسی شدید در برابر تهدید یا خطری مشخص.
مثالهای طبیعی
Aus Furcht vor dem Sturm blieb sie zu Hause.
او از ترس طوفان در خانه ماند.
Seine Furcht um die Tochter war verständlich.
نگرانی او برای دخترش قابلدرک بود.
Die Furcht vor Fehlern hielt ihn zurück.
ترس از اشتباه او را عقب نگه داشت.
نکتهٔ کاربردی
Furcht اغلب با vor یا um میآید: Furcht vor der Prüfung، Furcht um ein Kind. Angst در گفتار روزمره رایجتر است.
درس کوتاه: Furcht
احساسی شدید در برابر تهدید یا خطری مشخص. Furcht اغلب با vor یا um میآید: Furcht vor der Prüfung، Furcht um ein Kind. Angst در گفتار روزمره رایجتر است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Furcht» مطابقت دارد؟
