معنی ۱neutral · 86%
حامی؛ نیکوکار
مثالهای طبیعی
Ein wohlhabender Gönner finanzierte die Ausstellung.
یک حامی ثروتمند هزینهٔ نمایشگاه را تأمین کرد.
Der Komponist fand einen mächtigen Gönner am Hof.
آهنگساز در دربار حامی قدرتمندی پیدا کرد.
Die Stiftung dankte ihren langjährigen Gönnern.
بنیاد از حامیان دیرینهٔ خود تشکر کرد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با هنر، پژوهش، امور خیریه یا حمایت تاریخی مرتبط است.
