معنی ۱neutral · 92%
بهویژه همراه نفی برای تقویت معنا به صورت «اصلاً نه»، «هیچگونه» یا «بههیچوجه»
مثالهای طبیعی
Die Aufgabe war gar nicht so kompliziert wie erwartet.
این کار اصلاً آنقدر که انتظار میرفت پیچیده نبود.
Ich wusste gar nichts von der kurzfristigen Änderung.
من اصلاً از این تغییر ناگهانی خبر نداشتم.
Für zusätzliche Aufgaben haben wir diese Woche gar keine Zeit.
این هفته اصلاً برای کارهای اضافی وقت نداریم.
نکتهٔ کاربردی
معنا به ساختار منفی اطراف آن وابسته است؛ gar در آلمانی کاربردهای دیگری هم دارد.
