فرد، نهاد یا عاملی که تضمینکننده یا حافظ چیزی تلقی میشود
مثالهای طبیعی
Eine unabhängige Justiz gilt als Garant für den Rechtsstaat.
قوهٔ قضاییهٔ مستقل ضامن حاکمیت قانون دانسته میشود.
Langfristige Kundenbeziehungen sind kein automatischer Garant für Wachstum.
روابط بلندمدت با مشتریان تضمین خودکار رشد نیست.
Das Abkommen sollte als Garant für dauerhafte Stabilität dienen.
قرار بود این توافق تضمینکنندهٔ ثبات پایدار باشد.
نکتهٔ کاربردی
Garant بیشتر در زبان رسمی یا سطحبالا دیده میشود و میتواند بهصورت مجازی به شرایط یا نهادها نیز اشاره کند، نه فقط افراد.
