معنی ۱neutral · 90%
نتیجه، شرط یا کیفیتی را تضمین کردن
مثالهای طبیعی
Die Firma garantiert eine schnelle Lieferung.
شرکت تحویل سریع را تضمین میکند.
Wir garantieren die Qualität des Produkts.
کیفیت محصول را تضمین میکنیم.
Niemand kann den Erfolg garantieren.
هیچکس نمیتواند موفقیت را تضمین کند.
نکتهٔ کاربردی
garantieren یعنی تضمین قطعی دربارهٔ رخ دادن یا درست بودن چیزی.
ترکیبهای رایج
— کیفیت را تضمین کردن

