معنی ۱neutral · 88%
مبلغی که برای دریافت یک خدمت یا شرکت در فعالیتی گرفته میشود.
مثالهای طبیعی
Das Fitnessstudio erhebt eine monatliche Gebühr.
باشگاه هر ماه حق عضویت دریافت میکند.
Sind die Studiengebühren diese Woche fällig?
آیا شهریهها باید همین هفته پرداخت شوند؟
Ich habe eine geringe Gebühr für die Geldüberweisung bezahlt.
برای انتقال پول کارمزد کمی پرداخت کردم.
نکتهٔ کاربردی
Gebühr یک اسم آلمانی با حرف تعریف die است و شکل جمع آن Gebühren است.
