ساختار یا موجودیت پیچیدهای که اجزایش یک کل قابل تشخیص میسازند
مثالهای طبیعی
Der Staatenbund blieb ein politisch fragiles Gebilde mit begrenzter Handlungsfähigkeit.
این اتحادیهٔ کشورها ساختاری سیاسی و شکننده با توان عملی محدود باقی ماند.
Unter dem Mikroskop erscheint die Kolonie als fein verzweigtes Gebilde.
زیر میکروسکوپ، کلنی بهصورت ساختاری ظریف و شاخهشاخه دیده میشود.
Die Installation wirkt wie ein schwebendes Gebilde aus Glas und Metall.
این اثر چیدمانی مانند ساختاری شناور از شیشه و فلز به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
Gebilde عمداً واژهای نسبتاً کلی است و وقتی دستهبندی دقیق لازم یا ممکن نیست بر شکل و ساختار درونی تأکید میکند.
