Gebirgsgrat
C2اسمستیغ
JadoLearn Dictionary
Gebirgsgrat یعنی ستیغ. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ستیغ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تاج، مفرغ، اکلیل
ستیغ
ستیغ
ستیغ
ستیغ، ستون فقرات، مهره های پشت
ستیغ، مرز بندی کردن، خرپشته
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.