Geborgenheit
C2اسموظیفه، عهده داری، مسئولیت
JadoLearn Dictionary
Geborgenheit یعنی وظیفه. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
وظیفه، عهده داری، مسئولیت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مربوط بودن، پروا، مواظبت کردن
متولی، سرایدار، دالان دار
مواظبت کردن، تیمار، پروا داشتن
وظیفه، عهده داری، مسئولیت
وظیفه، عهده داری، مسئولیت
وظیفه، عهده داری، مسئولیت
وظیفه، عهده داری، مسئولیت
وظیفه، عهده داری، مسئولیت
وظیفه، عهده داری، مسئولیت
وظیفه، عهده داری، مسئولیت
وظیفه، عهده داری، مسئولیت
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.