دلپذیر، هماهنگ و بهراحتی پسندیده یا پذیرفتهشدنی
مثالهای طبیعی
Der Neubau wirkt gefällig, setzt architektonisch aber kaum neue Akzente.
ساختمان جدید دلپذیر است، اما از نظر معماری نوآوری چشمگیری ندارد.
Das Album verbindet anspruchsvolle Texte mit einer erstaunlich gefälligen Melodik.
آلبوم متنهای پیچیده را با ملودیهایی شگفتآور خوشایند ترکیب میکند.
Die Oberfläche ist schlicht, gefällig und für ein breites Publikum gestaltet.
ظاهر محصول ساده، دلپذیر و برای مخاطبی گسترده طراحی شده است.
نکتهٔ کاربردی
بسته به لحن، gefällig میتواند کاملاً مثبت باشد یا کمی انتقادی، چون چیزی جذاب اما امن و قراردادی است.
