معنی ۱neutral · 90%
به دل کسی نشستن؛ مورد پسند کسی بودن
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
خوش آمدن
Հայերեն
դուր գալ
dur gal
مثالهای طبیعی
Die Jacke gefällt mir sehr gut.
این کاپشن خیلی به دلم مینشیند.
Gefällt dir die Wohnung?
این آپارتمان خوشت میآید؟
Der Film hat den Kindern gefallen.
