معنی ۱neutral · 90%
احساس، برداشت یا حالت درونی
مثالهای طبیعی
Ich habe ein gutes Gefühl.
احساس خوبی دارم.
Bei dieser Entscheidung habe ich ein ungutes Gefühl.
دربارهٔ این تصمیم احساس خوبی ندارم.
Sie spricht offen über ihre Gefühle.
او آشکارا دربارهٔ احساساتش صحبت میکند.
نکتهٔ کاربردی
Gefühl اغلب با haben میآید.
ترکیبهای رایج
— احساس خوب

