Gegendruck
C1اسمفشار، ضغطه، اجبار

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
Gegendruck یعنی فشار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فشار، ضغطه، اجبار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فشار، ضغطه، اجبار
فشار، ضغطه، اجبار
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
فرمانروای مطلق، دیکتاتور، فرمانروای مقتدر
سمیو، جنتلمن، شخص محترم
مهره شطرنج، مرد، رجل
مهره شطرنج، مرد، رجل
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.