افراد یا گروهها را طوری علیه هم قرار دادن که با یکدیگر رقابت یا مقابله کنند
مثالهای طبیعی
Die Beschäftigten warfen der Leitung vor, einzelne Teams gegeneinander auszuspielen.
کارکنان مدیریت را متهم کردند که تیمها را علیه هم قرار میدهد.
Die Opposition warnte davor, verschiedene Bevölkerungsgruppen gegeneinander auszuspielen.
اپوزیسیون دربارهٔ به جان هم انداختن گروههای مختلف جمعیتی هشدار داد.
Der Auftraggeber spielte die Anbieter gegeneinander aus, um den Preis zu drücken.
کارفرما عرضهکنندگان را به رقابت با هم انداخت تا قیمت را پایین بیاورد.
