معنی ۱neutral · 86%
چیز، شخص یا مفهومی که از نظر موردنظر کاملاً برعکس دیگری است.
مثالهای طبیعی
Kalt ist das Gegenteil von warm.
سرد نقطهٔ مقابل گرم است.
Ich bin nicht müde, ganz im Gegenteil.
خسته نیستم؛ کاملاً برعکس.
Sein Bruder ist das genaue Gegenteil von ihm.
برادرش دقیقاً نقطهٔ مقابل اوست.
نکتهٔ کاربردی
برای گفتن اینکه چیزی نقطهٔ مقابل چه چیزی است، بعد از Gegenteil از von استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— دقیقاً نقطهٔ مقابل

