معنی ۱neutral · 90%
در موقعیتی درست روبهرو یا در سوی مقابلِ شخص یا چیزی
مثالهای طبیعی
Die Apotheke liegt direkt gegenüber, neben dem kleinen Café.
داروخانه درست روبهرو، کنار کافهٔ کوچک است.
Im Besprechungsraum saß mir die Abteilungsleiterin gegenüber.
در اتاق جلسه، مدیر بخش روبهروی من نشسته بود.
Der Bahnhof ist gegenüber; du musst nur die Straße überqueren.
ایستگاه روبهروست؛ فقط باید از خیابان عبور کنی.
نکتهٔ کاربردی
کاربرد قیدیِ gegenüber برای مکان را با کاربرد حرف اضافهای آن به معنی «نسبت به» یا «در مقایسه با» یکی نگیرید.
