معنی ۱formal · 88%
فرمان یا دستوری الزامآور از سوی فردی صاحب اختیار
مثالهای طبیعی
Auf Geheiß des Königs wurde die Delegation unverzüglich empfangen.
به فرمان پادشاه، هیئت بیدرنگ پذیرفته شد.
Die Akten wurden offenbar auf Geheiß der Behörden zurückgehalten.
ظاهراً اسناد به دستور مقامها نگه داشته شدند.
Niemand wagte, sich dem Geheiß des Herrschers zu widersetzen.
هیچکس جرئت نکرد با فرمان حاکم مخالفت کند.
نکتهٔ کاربردی
در آلمانی روزمرهٔ امروز، Anweisung، Auftrag یا Befehl معمولاً طبیعیتر است؛ Geheiß از نظر سبکی نشاندار است.
