gehen
A1فعل/ˈɡeːən/
رفتن، راه رفتن، رفتن راه رفتن
JadoLearn Dictionary
gehen یعنی رفتن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رفتن، راه رفتن، رفتن راه رفتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
گرداندن، جاری شدن، ادارهکردن
سکون، توقف گاه، ماندن
انجام دادن، ساختن
پذیرفتن؛ قبول کردن، همری بودن، مماشت کردن
باور کردن، اعتقاد کردن، گمان کردن
پذیرفتن؛ قبول کردن، جیز شمردن، اذن دادن
پذیرفتن؛ قبول کردن، ورد داشتن، گرفتن
پذیرفتن؛ قبول کردن، ورد داشتن، گرفتن
پذیرفتن؛ قبول کردن، راضی شدن، رضامندی
پذیرفتن؛ قبول کردن
پذیرفتن؛ قبول کردن، همری بودن، مماشت کردن
پذیرفتن؛ قبول کردن، ورد داشتن، گرفتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.