معنی ۱formal · 85%
بلا یا عامل ویرانگری که رنجی گسترده به بار میآورد.
مثالهای طبیعی
Die Cholera war über Jahrzehnte eine Geißel vieler Hafenstädte.
وبا دههها بلای جان بسیاری از شهرهای بندری بود.
In ihrer Rede bezeichnete sie Korruption als Geißel des öffentlichen Lebens.
او در سخنرانیاش فساد را بلای زندگی عمومی نامید.
Für die Bauern wurde die wiederkehrende Dürre zur Geißel der ganzen Region.
خشکسالیهای پیدرپی برای کشاورزان به بلای جان تمام منطقه تبدیل شد.
نکتهٔ کاربردی
«Geißel» استعارهای شدید و نسبتاً ادبی است، مناسب آسیبهای گسترده و عمیق.
