معنی ۱neutral · 86%
مرتبط با دین، زندگی روحانی، کلیسا یا روحانیان
مثالهای طبیعی
Im Mittelalter hatten geistliche Würdenträger oft großen politischen Einfluss.
در قرون وسطی، مقامهای روحانی اغلب نفوذ سیاسی زیادی داشتند.
Das Festival verbindet geistliche Musik mit modernen Kompositionen.
این جشنواره موسیقی مذهبی را با آثار مدرن ترکیب میکند.
Der Kurs unterscheidet geistliche und weltliche Texte der frühen Neuzeit.
این درس متنهای دینی و غیردینی دورهٔ آغاز عصر جدید را از هم تفکیک میکند.
نکتهٔ کاربردی
geistlich با geistig یکی نیست؛ geistig بیشتر به امور ذهنی، فکری یا غیرجسمانی اشاره دارد.
