معنی ۱formal · 89%
همراهی محافظتی، رسمی یا آیینی با شخص در سفر یا مراسم
مثالهای طبیعی
Der Unterhändler erhielt freies Geleit bis zur Grenze.
به مذاکرهکننده تا مرز امان و عبور امن داده شد.
Eine Ehrenwache gab dem Staatsgast Geleit zum Regierungssitz.
گارد احترام مهمان دولتی را تا مقر دولت مشایعت کرد.
Hunderte Menschen gaben der verstorbenen Künstlerin das letzte Geleit.
صدها نفر هنرمند درگذشته را در آخرین بدرقه همراهی کردند.
نکتهٔ کاربردی
در گفتار امروزی Begleitung یا Eskorte رایجتر است؛ Geleit لحن رسمی و ادبی دارد و بیشتر در عبارتهای ثابت زنده مانده است.
