معنی ۱neutral · 90%
موفق شدن یا با موفقیت انجام شدن
مثالهای طبیعی
Das Projekt ist uns gut gelungen.
پروژه برای ما خوب پیش رفت.
Der Kuchen ist ihr perfekt gelungen.
کیک او عالی از آب درآمد.
Es gelang ihm, die Aufgabe zu lösen.
او موفق شد مسئله را حل کند.
نکتهٔ کاربردی
شخصی که موفق میشود اغلب در Dativ است.

