گیاهانی مانند هویج، گوجهفرنگی و لوبیا که مردم بهعنوان غذا میخورند
مثالهای طبیعی
Wir brauchen noch Gemüse fürs Abendessen.
هنوز برای شام سبزیجات لازم داریم.
Sie isst jeden Tag viel Gemüse.
او هر روز سبزیجات زیادی میخورد.
Ich koche das Gemüse mit Reis.
من سبزیجات را با برنج میپزم.
نکتهٔ کاربردی
Gemüse معمولاً غیرقابلشمارش است. میگوییم viel Gemüse یا wenig Gemüse. برای شمردن، نام خود سبزیجات را به کار میبریم، مثلاً drei Karotten.

