معنی ۱neutral · 90%
جامعه یا گروهی با علایق، مکان یا ارزشهای مشترک
مثالهای طبیعی
Die Nachbarn bilden eine starke Gemeinschaft.
همسایهها جامعهٔ محکمی تشکیل میدهند.
Unsere Schule legt Wert auf Gemeinschaft.
مدرسهٔ ما برای حس اجتماع اهمیت قائل است.
In der Gemeinschaft helfen sich viele gegenseitig.
در جامعه افراد زیادی به هم کمک میکنند.
نکتهٔ کاربردی
Gemeinschaft بر پیوند و تعلق میان افراد تأکید دارد.

