معنی ۱neutral · 88%
رفاه یا منفعت کل جامعه در برابر منافع خصوصی
مثالهای طبیعی
Die Maßnahme soll dem Gemeinwohl dienen, ohne Grundrechte unverhältnismäßig einzuschränken.
این اقدام باید در خدمت مصلحت عمومی باشد، بدون محدودکردن نامتناسب حقوق بنیادین.
Unternehmen müssen Gewinninteressen und Gemeinwohl sorgfältig gegeneinander abwägen.
شرکتها باید منافع سودآوری و مصلحت عمومی را با دقت بسنجند.
Bei der Stadtplanung sollte das Gemeinwohl langfristig Vorrang haben.
در برنامهریزی شهری، مصلحت عمومی باید در بلندمدت اولویت داشته باشد.
نکتهٔ کاربردی
در سیاست، بحثهای قانون اساسی و اخلاق عمومی بسیار رایج است.
